زبانحال حضرت زینب سلاماللهعلیها با سر مطهر امام علیهالسلام
شاعر : مهدی مقیمی
نوع شعر : مرثیه
وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
قالب شعر : غزل
از کنار خواهر ای آرامِ این دل میروی کربلا تا شام را منزل به منزل میروی
بعدِ گـودال بلا بییـاور و یـار و معـین منـزل اول پـناهـت شد میان خـورجین
جای آنکه بین آغـوشم ببـیـنم من تو را منزل دوم تو تـابـیـدی به روی نیـزهها
منزل بعـدیِّ تو یک جای معمولی نبود شأن تو هرگز درون خـانۀ خولی نبود
من بمیرم منزلت، یک شب مناسب بود و بس! آن هم آن شب که سرت در دیرراهب بود و بس
تو کجا و این همه آشوب و منزلگاه سخت گاه بر خاک زمین و گاه بـالای درخت
سختتر از روز عاشورا و گـودال بلا بود آن روزی که شد منزلگهت تشت طلا
ای سری که زینت دوش پیمبر بودهای روزها بـازیچۀ دسـتان لـشگـر بودهای
به گمانم آخرش در خلوت خاموش من منزلت دامان دخـتر باشد و آغوش من
سایبانم! پا بهپـا همراهِ محـمل میروی کربلا تا شام را منزل به منزل میروی
|